چیزی برای نگفتن
-
تاریخ: 1403/1/19 ساعت: 0:09
همه عمر میان گفتن و نگفتن مردد بودم.همه عمر گفتم و حذف کردم، نوشتم و حذف کردم. جا گذاشتنِ ردپایی را تاب نداشتم. از آن روز که بلاگفا هست و نیستمان را به باد داد، دیگر دلم هم با بلاگفا صاف نشد. هی اینطرف آنطرف نوشتم و دل نبستم. کی این نوشته ها را پاک خواهم کرد؟ نمی دانم! Adblock test (Why?)
برسد به دست فاطمه
-
تاریخ: 1403/1/19 ساعت: 0:09
سلام!سلام رفیق روزهای دور و نزدیک!سلام هم رویا!این روزها که رویا بافتن برایم سخت شده، بیشتر برای تو رویا می بافم. مثلا فکر می کنم کلاس هایت تمام شوند، کار و بارت سامان بگیرد، بعدش چه کارهایی ممکن است بکنی... چه کاری راه بیندازی... چه بنویسی... نوشته هایت چطور باشند... نوشته هایت تا کجا پرواز کنند......
20.
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:51
زنده، چونان نقشی در آینه. چونان نقشی از خاطره در آینه. زنده.
19
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:51
خیس مثل یک آرزوی دیر برآورده شده که بر طاقچه می ماند و تو بغضت را با خود به خیابان می بری
15
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:51
گفتم از زنی که روی پل گریه می کرد، حالم بهم می خورد گفت قبلا با آدم ها مهربان تر بودی گفتم قبلاترش نامهربان بودم گفت چرا؟ چیزی نگفتم
14
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:51
زالوها روی تن مرد مرده می خزیدند، بی که بدانند مرد از کم خونی شدید مرده!
13
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:51
گریختن ریختن ریختن ریختن از تو به _ای کاش_ هیچ چیز!
11
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:51
میانه های تابستان بود شاید زن تب کرده بود میانه های تابستان زن تب می کند
18.
-
تاریخ: 1397/4/19 ساعت: 19:12
جوان تر که بودم خوش خیال بودم، خوش خیالی شاید بهترین ویژگی جوانی باشد.آن وقت ها دوست دا&
17.
-
تاریخ: 1397/4/19 ساعت: 19:12
خسته شده ام، حوصله ام را سر برده صدای یک ریز حرف زدن آقای رئیس کل نمی دانم کجا! چقدر رئیس توی دنیا هست! رئیس هایی که نمی شود بهشان بگویی هیسسسس! باید لبخند بزنی و سر تکان بدهی که بله بله بله بله! همین چرندیاتی که می فرمایید صحیح است! از این رئیس هایی که شب
16
-
تاریخ: 1397/4/19 ساعت: 19:12
سرما سر مارا بر باد می دهد آخر سر ما از سرما یخ خواهد زد زد زد زد Let's block ads! (Why?)
29
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:36
افق روبه رو به یک لیوان چای ختم می شود. خط افق کش می آید تا صندلی خالی که چرخ می خورد، چرخ می خورد، چرخ می خورد تا سرگیجه بگیرد و بیفتد روی میز و بگوید: ریشه هایم ز خاک بیرون است/ چند روزی مرا تحمل کن. آن وقت چه اهمیت دارد که میز در آغوشش بگیرد یا هلش بدهد آن طرف و بگوید دور شو دست از سرم بردار/ من ...
28
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:36
صدای آدما می پیچه توی سرم. آدمایی که با عجله دارن از خیابون رد میشن، آدمایی که بی عجله یه گوشه خیابون با هم حرف می زنن، آدمایی که سرشون توی گوشی هاشونه، آدمایی که توی ویترین مغازه ها می چرخن، ویترین مغازه ها...چقدر آدم دوست نداشتنی توی یه محیط کوچیک... دو تا آدم دوست نداشتنی آشنا توی یه شب... یه فضا...
27
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:36
میافتیاز پشت پنجره، روی طاقچه، یخ می زنی، سرد شده...چای سرد شده ات را می ریزی کف زمینزمین می خورد نفر بعدیمن به این جا تعلق ندارم/ دارم/ دارم؟/ ندارم؟/من به کجا تعلق دارم؟+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 12:46  توسط مریم کریمی | Let's block ads! (Why?)
شکار
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 5:05
شده دلت بخواهد کاش فلان شعر را تو گفته بودی؟ کاش فلان کتاب را تو نوشته بودی؟ کاش فلان آهنگ را تو خوانده بودی؟ کاش فلان نقش را تو بازی کرده بودی؟ کاش تو فلانی بودی! گاهی هیچ دلیلی هم برای این کاش ها و فلانی ها نداری، فقط یک حس است. توی یک لحظه دلت می خواهد چیزی مال تو بود. همان طور که دلت یک کفش را م...
تو چی دوست داری؟
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:04
دختری که توی ایستگاه اتوبوس ایستاده بود رو به پیرزن کنار دستیم گفت:" حجاب به من میاد؟ " و پیرزن همانطور که عادت اکثر دیگر پیرزن های دور و برم است شروع کرد به مثلا تشویق کردن های بی در و پیکر. دختر رو به من کرد سر تکان دادم، بعد که دیدم منتظر است حتما حرفی بزنم گفتم :" مهم اینه که تو چی دوست داشته با...